ماجراهای من و مترو

پرومته بدون آتش...

dali-large.jpgامروز صبح مجبور شدم تو مترو بایستم

تمام صندلی ها پر بود

 

نمی دونم چرا یهو یاد پرومته افتادم….

 شاید به خاطر کوله پشتی سنگینی بود که رو دوشم بود

یا شاید هم به خاطر اینکه جوونم و هیچ کس فکر نمی کنه که کوله پشتی می توونه شونه های یه جوون رو اذیت کنه …

یا فکر این که این قصه دوباره فردا هم تکرار می شه

 همیشه پرومته رو زیر تیغ آفتاب تصور می کنم

 شاید به خاطر آتشی که هر روز تقاصش را پس می دهد 

 به تصویر خودم تو شیشه ی مترو خیره می شم

چرا دیگه شبیه صبح نیستم؟ 

مسافرین عزیز ایستگاه پایانی می باشد....

و نور دیدگانم را آزار می دهد... 

پرومته بدون آتش....

+   پریای خط خطی ; ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱/٢٧
    پيام هاي ديگران  
 

meaning Death

یه سری مقاله از اینترنت گرفته بودم برای تفسیر یه شعر تی.اس.الیوت...

 

خیلی دوست داشتم که زود بخونمش

 

واسه همین هم تا توی مترو جای خالی گیر آوردم شروع کردم به خوندنش

 

دختری که  کنار من بود هر از گاهی نگاهی به صفحاتی که دستم بود نگاهی می انداخت

- ببخشید می دونید معنی این اس ام اس چیه؟

Wine: love you

Bear: hate you

Fruit juice: like you

Vodka: can’t live without you

واسسش معنی کردم...

 

- مرسی خانوم آخه می دونی من زبانم اصلا خوب نیست دیدم شما دارید زبان !!!! می خونید گفتم ازتون بپرسم...

 

و من به خوندنم ادامه دادم:

  Those who sharpen the tooth of the dog, meaning Death

Those who glitter with the glory of the hummingbird, meaning Death

 !!!Those who sit in the sty of contentment, meaning Death 

شما می دونید من چی می گم مگه نه؟!؟

+   پریای خط خطی ; ۱:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٢/۱٤
    پيام هاي ديگران  
 

اصلا نمی خوام پاشم!

holdingworld_ad.jpg

به زحمت یه جایی واسه نشستن پیدا کردم

خانوم میانسالی غرغرکنان وارد شد...

-ماشالله به این جوونا بدو بدو میان و می شینن ما هم که نمی تونیم بدوییم باید بایستیم

دختر جوونی که کنار من بود گفت حاج خانوم جوونای این دوره زمونه تو جوونی پیر شدن...

نمی دونم چرا یهو دلم گرفت یا نمی دونم شاید هم دلم سوخت

روبرویم رو نگاه می کنم خانوم جوانی نشسته و دختر دوساله اش روی صندلی دراز کشیده بود

ساعت   9:00وای باز هم تاخیر می خورم..

.امروز چندشنبه است؟

بازبرگشتنی متروشلوغه

نه نمی شه

 بازهم حواسم به اون خانوم میانساله که ایستاده بالا سرم

کفشا رو نگاه می کنم

باز نمی شه

وای کی برم بانک؟

چشمام رو می ذارم روی هم

ای بابااصلا نمی خوام پاشم!

+   پریای خط خطی ; ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱۱/٢۳
    پيام هاي ديگران  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir